یکی از دوستان اصرار داشتن با توجه به مسائل جاری در مورد طرح حجاب و برخی حواشی آن بنده مطلبی در این مورد نوشته و نظر خودم را بیان کنم، البته به علت نداشتن اطلاعات کافی بنده قصد ورود به این مبحث را نداشتم تا این که طی هفته گذشته اصرار چند دوست دیگر موجب شد تا نهایتاً تحقیقاتی داشته باشم و مطلب زیر حاصل این تحقیقات است که نظرات بنده را نیز شامل میشود، امیدوارم آنطور که باید مورد توجه دوستان قرار گرفته و بتواند ضمن رشد اطلاعات خوانندگان تحولی در نگرش ایشان پدید آورده و حداقل عده ای را برای یک تحول فرهنگی همراه سازد.
یابنی ادم قد انزلنا علیکم لباسا یواری سواتکم وریشا و لباس التقوی ذلک من ایات ال… لعلهم یذکرون (اعراف ۲۶)
ای فرزندان عالم برای شما لباسی فرستادیم که شما را می پوشاند و لباس زینت و لباس تقوی، این بهتر است این آیات خداست شاید ایشان اندرز گیرند.
کلمه ی لباس از مصدر لبس که در عربی به معنای (شبهه و اشکال و عدم وضوح) امده است . (المنجد) که در ذهن این معنی را می رساند که وسیله ایست برای از نظر دور داشتن شکل اصلی بدن و تغییر شکل دادن ان و ان را به شکل و گونه ای دیگر در اوردن و وسیله ایست برای از بین بردن وضوح و مشخصات بدن که این کلمه در فارسی واژه های پوشش، تن پوش و پوشاک را تداعی می کند که با فعل پوشیدن و پوشاندن به کار می بریم که مقصود همان پوشاندن تن و ننمایاندن آن است که برای هر طبقه ای قابل فهم است و منشا اصلی پیدایش لباس ضمن محفوظ ماندن از سرما و گرما و عوامل طبیعی، عفت، پرهیزگاری، زیبا و با وقار بودن است.
اینکه انسان چه بپوشد و چگونه بپوشد بستگی به فرهنگ و جهان بینی جامعه ای دارد که در آن زندگی می کند. باید دید فرهنگ آن جامعه جهان را به چه معنا می داند؟ افراد انسان را چگونه موجودی می شناسد؟ و چه سر نوشتی را برای آنها تصور می کند.
لباس هر انسان پرچم کشور وجود اوست. پرچمی است که او بر سر در خانه ی وجود خود نصب کرده است و با آن اعلام می کند که از کدام فرهنگ تبعیت می کند. همچنان که هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود، اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خود ابراز می کند هر انسان نیز مادام که به یک سلسله ارزش ها و بینش ها معتقد و دل بسته باشد، لباس متناسب با آن ارزش ها و بینشها را از تن به در نخواهد کرد. قبل از گسترش فرهنگ منحط غربی صرف نظر از اختلاف ظاهری و البسه اقوام مختلف بشر، لباسهاس گوناگون وجه اشتراک داشتند که ان خاصیت پوشیدگی آنهاست اما در پس گسترش فرهنگ استعماری، لباس ابزاری شد برای امیال شیطانی بشر نظیر خود نمایی، حسادت، رقابت، جاه طلبی و سلطه بر دیگران و با استفاده از ابزار مد انسان اسیر مطامع موسسات استعماری گردید که برای سود بیشتر هر روز او را به بازی می گیرند و آنچه از بین رفته است انسانیت است و بس.
جدا از صرفه اقتصادی القای این فرهنگ در جوامع تحت سلطه فرهنگی، ایجاد یک دغده فکری جدید برای انسان ها، مثلا اینکه امسال چه رنگی مد است؟ را به دنبال دارد که نهایتاً فراغت فکری را از افراد این جوامع سلب میکند. به این ترتیب این جوامع اگر اسیر این دغدغه های فکری بشوند رفته رفته از اندیشه به مسائل مهم تر باز می مانند.

در جامعه ای که ارزشهای والای معنوی و انسانی بی اعتبار باشد و عالم درون انسان حیثیت و معنایی مستقل از نمایش ها و جلوه های بیرونی نداشته باشد قهرا شخصیت انسان به کلی بر پایه ی توجه دیگران و اظهار نظر انان در باره وی شکل می گیرد. پیداست که افراد در چنین جامعه ای سعی می کنند با هر وسیله ای و از جمله با لباسی که به تن می کنند برای خود نوعی تشخیص و تعین ایجاد کنند که نمونه ی این طرز فکر غلط را متاسفانه در جامعه خودمان نیز شاهد هستیم.
در فرهنگ اسلامی از لباسی که برای شهرت و خودنمایی پوشیده شده باشد مضموم دانسته و نکوهش شده است. از حضرت حسین ابن علی (ع) روایت کردند که:
من لبس ثوبا شهره کساه الله یوم القیامت ثوبا من نار
هر کس برای مشهور شدن لباس به تن کند، خدا در قیامت جامه ای از آتش بر او می پوشاند.
و این حدیث زیبای امام صادق (ع) را آویزه ی گوش قرار دهیم که می فرمایند:
بهترین لباس تو آن لباسی است که تو را از یاد خدا و انجام وظایف لازم مانع نشود. بلکه تو را به یاد و سپاسگزاری و اطاعت پروردگار متعال نزدیک کند. و تو را واندارد به خودبینی و خود نمایی در زینت دادن به خود، افتخار کردن و خودستایی، زیرا این ها همه از آفات دینی و سبب قساوت و تیره بودن قلب است.
(ادامه…)